یزد و مساله شهر در ایران معاصر

به گزارش باشگاه خدمات رفاهی هلال احمر به نقل از جماران؛ در کانال تلگرامی دکتر نعمت الله فاضلی، گزیده ای از سخنرانی وی با عنوان «یزد و مساله شهر در ایران معاصر» منتشر شده است:

 

کاستی فرهنگ به این معناست که در دوران معاصر در نظام شهری، نظام آموزشی و در همه سیاست گذاری ها و برنامه ریزی ها، به تدریج انسان به حاشیه رانده شد و اشیا و بازار و ابزار بر ما غلبه یافتند. 

منظور از انسان تمام تجربه های تاریخی انسان ها از جمله زبان و گویش و نهادهای انسانی است، نه یک موجود بیولوژیک یا روان شناسانه. 

مفهوم معادل انسان، فرهنگ است؛ یعنی آنچه مربوط  به اعتقادات و باورهای ماست. 

با سیطره عقلانیت ابزاری در ایران معاصر، حقیقت عددی بعنوان حقیقت غایی شناخته شد و تاریخ، حافظه فرهنگی، ساخت احساسات، میراث فرهنگی، فلسفه، هنر و ادبیات که قابل اندازه گیری نیستند به حاشیه رانده شدند.

کاستی فرهنگ در همه حوزه ها از جمله در شهر اتفاق افتاد. 

در ایران معاصر، شهر انسانی شکل نگرفت؛ یعنی شهر جایی برای مبادله کالا و پول شد نه یک فضای اجتماعی، اخلاقی و عاطفی.

بعد از انقلاب در پرتو نقد اومانیزم و سیطره عقلانیت ابزاری و پول، گفتمان مهندسی و پزشکی در کشور غلبه یافت و فرهیختگی محو شد. 

مساله شهر در ایران معاصر این است که شخصیت شهرها و جغرافیای فرهنگی آن ها به رسمیت شناخته نمی شود.

نظام برنامه ریزی و سیاست گذاری های متمرکز اجازه نمی دهد که تنوعات فرهنگی و تجربیات تاریخی در بافت جدید دنیای متجدد، خود را صورت بندی کنند.

برنامه ریزی متمرکز، خلقیات، روحیات، منش ها و ارزش های پایه ای فرهنگ یک شهر را از انسان می گیرد و یک انسان بیگانه از محیط و تاریخ تربیت می کند. 

اکنون باید به نقد و بازاندیشی زندگی جمعی خود بپردازیم و ببینیم آیا فضاهای معمارانه شهر توانسته اند شخصیت شهری را ایجاد کنند؟

آیا نظام توسعه شهری به تفاوت میان شهر یزد و سایر شهرها توجهی کرده تا انسان یزدی در عین مدرن شدن بتواند سرمایه های نمادین یزدی را حفظ کند؟

آیا فضای شهر بگونه ای هست که هر فرد امکان معنادار کردن شهر و حس تعلق به آن را پیدا کند؟

انتهای پیام

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *