روند حصول برجام از دولت احمدی نژاد تا روحانی

در این گفت وگو می خوانیم: سیاست خارجی یا همان دیپلماسی هر کشور تابع نگاه و اظهار نظر مسوولان و دولتمردان هر کشــور درباره مســائل مختلف داخلی است به نحوی که هیچ کشوری نمی تواند فارغ از مسایل داخلی، به رتق و فتق امور خارجی خود بپردازد. دولت یازدهم در سال 92 در حالی با شعار تغییر در سیاست خارجی فعالیت خود را آغاز کرد که کشور با قطعنامه های شورای امنیت و افزایش تحریم ها مواجه بود. دولت دکتر حســن روحانی در این وضع ســعی کرد با در دســتور کار قرار دادن تحقق خواســت مردم و برقراری تعامل با کشــورهای مختلف، به وعده انتخاباتی اش جامه عمل بپوشــاند.ورود به مذاکرات هســته ای در قالب یک تیم متبحر به سرپرستی دکتر محمد جواد ظریف، نخســتین گام در تحقق هدف یاد شــده بود و به این ترتیب مذاکرات آغاز شد و سرانجام در سایه نظارت و تدابیر رهبر معظم انقلاب و اقدامات تیم هسته ای کشورمان، برنامه مشترک جامع با عنوان برجام به دست آمد که بر اساس آن حق برخورداری ایران از انرژی صلح آمیز هسته ای به رسمیت شناخته شد.

اما موفقیت سیاســت خارجی ایران در حصول برجام به این نقطه ختم نشــد و با بدعهدی های آمریکا، فصل جدیدی از رایزنی های ایران با کشورهای عضو مذاکره کننده هسته ای با هدف به شکست سنگ اندازی های آمریکا، گشوده شد. ترامپ پس از تکیه زدن بر صندلی ریاست جمهوری در کاخ سفید، تلاش برای برهــم زدن برجــام را در دســتور کار خود قــرار داد ولی به دلیل همراهی و همزبانی کشورهای دیگر با ایران، از این کار بازماند. وی سپس ادعای خروج از برجام در آینده را مطرح کرد، کاری که به لحاظ کســب قدرت دیپلماســی ایران طی سال های گذشته هرگز موفق به انجام آن نشده است. اقدامات برخی مخالفان دولت در داخل و دشمنان خارجی علیه برجام طی یک سال گذشته به ویژه در ماه های اخیر بهانه ای شد تا سراغ سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشور برویم و وضع موجود را از زبان وی جویا شویم.

دکتر بهرام قاسمی در این مصاحبه پاسخ های مبسوطی به سوالات می دهد و فارغ از مسئولیتش در وزارت خارجه، دستاوردهای برجام در حوزه های دیگر را هم بر می شمارد. سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشور در پایان این مصاحبه، به سئوالات نوروزی خبرنگار ما هم پاسخ می دهد . وی در ایام عید ترجیح می دهد در تهران نسبتا خلوت و هوای سالم بماند و از این فرصت بهره ببرد. کوهنوردی و تنیس روی میز ورزش های مورد علاقه وی است، تفریحاتی که به لحاظ سنگینی حجم کار در وزارتخانه مدت هاست از انجام آن بازمانده اما شاید در ایام نوروز بتواند برای ساعاتی به این کار بپردازد. متن گفتگو با قاسمی را می خوانیم.

**سیاسـت خارجـی ایـران در دولت تدبیـر و امید بر چه اصولی استوار است؟
در سال 92 در آغاز کار دولت دکتر روحانی و فعالیت دکتر ظریف در وزارت خارجه، ایران در شرایط بسیار خاص در صحنه بین المللی و منطقه ای قرار داشت. کشور دچار تحریم های ناشی از قطعنامه های شورای امنیت بود و رفت وآمدهای سیاسی به ایران متوقف بود و آمد و شد زیادی با کشورهای دیگر نداشتیم و اگر هم وجود داشت، بسیار محدود بود و در مجموع یک تحریم همه جانبه اقتصادی، سیاسی و بین المللی در مورد ایران وجود داشت.

در ابتدا بر اساس شعارهای انتخاباتی و وعده هایی که دکتر روحانی به مردم در انتخابات داده بود، ازجمله بحث مذاکرات هسته ای با توجه به یک تجربه و شناخت قبلی، بحث مذاکرات در این حوزه به وزارت خارجه منتقل شد و مذاکرات آغاز شد. در جریان حصول برجام، مذاکرات بی نظیر و حساسی را به لحاظ زمان بری و پیچیدگی های خاص خودش شاهد بودیم که وقت و زمان طولانی مدتی از سوی وزیر خارجه و معاونت های مختلف صرف این کار شد و نهایتا به برجام ختم شد که البته بعداً با بدعهدی ها و کارشکنی های آمریکا مواجه شدیم، ولی رفت و آمدهای سیاسی ایران با کشورهای جهان تا حد زیادی به وضع طبیعی خود بازگشت به نحوی که کماکان شاهد رفت و آمدهای مقامات عالی رتبه کشورهای مختلف هستیم.

**هنگام حصول برجام، یکسـری اتفاقات و حاشیه هایی را شـاهد بودیـم که ازجمله آنها می توانیم بـه ماجرای کمردرد وزیرخارجه و ویلچرنشینی وی اشـاره کنیم. لطفا درباره این موضوع توضیح دهید.
برجام به لحاظ زمانی که به خودش اختصاص دارد، بی نظیر است، هم از لحاظ فشردگی زمانی که مصروف مذاکرات شد و هم به لحاظ مجموع زمانی که صرف کل گفتگوها شد. ایران در یک طرف میز گفتگو به عنوان یک کشور حضور داشت و در طرف دیگر، قدرت های بزرگ جهان حضور داشتند که این اتفاق دشواری هایی را تحمیل میکرد؛ اگرچه از سوی دیگر بیانگر توانمندی قدرت ایران و اعتماد به نفس کشورمان بود که می توانست بنشیند و در مقابل مقامات تعداد زیادی از کشورهای صاحب قدرت در جهان مذاکره کند و آن هم در موضوع حساسی که در داخل کشور هم روی آن مباحث زیادی مطرح بود و مخالفان و موافقان خودش را داشت.

بحث مذاکرات هسته ای به دهه 80 بازمی گردد و ما از این زمان مذاکرات را شاهد بودیم. بعد از سال 84 و صدور قطعنامه های شورای امنیت این مذاکرات قطع شد و پویایی هم نداشت. در دولت یازدهم تیم مذاکره کننده ایران و به ویژه شخص وزیرخارجه به دلایل مختلف هم از درون و هم از بیرون تحت فشار بسیاری بود و در این نقطه عطف تاریخی و مذاکرات حساس که در آینده جزو مباحث مهم تاریخ این دوران خواهد بود و حتی موضوع برجام، نوع مذاکرات و مباحث آن می تواند در اندیشکده ها و مراکز آکادمی مورد بحث قرار گیرد و به عنوان واحدهای درسی مطالعه شود، تعهد و فشار را روی دکتر ظریف داشت و طبیعی بود که ایشان فشار همه جانبه را باید تحمل می کرد، هم به لحاظ تعهد فردی خودش به عنوان یک ایرانی وطن پرست و فردی که می خواهد از منافع ایران نه برای امروز بلکه برای آینده دفاع کند و هم پاسخگوی مجموع طیف های داخلی کشور و حفظ خطوط قرمز در چارچوب نظام باشد و همچنین مذاکرات را متوقف نکند و بتواند از پیچ وخم هایی که در مقابلش وجود دارد، به راحتی عبور کند و به اهداف مورد نظر دست یابد. لذا فردی که در این شرایط قرار می گیرد، قطعا میتواند با مشکلات زیادی از جمله کمردرد مواجه شود.

**مذاکـرات هسـته ای ایـران در جریان حصـول برجام همانطور که در خارج از کشـور با مخالفت های برخی کشـورها همراه بود، در داخل کشـور هم عـدهای یا جناح خاصی همواره مخالف مذاکره ایران با کشـورهای دیگـر دراین باره بودند. در این شـرایط وزارت خارجـه چگونه توانسـت با ایـن حجم از مخالفت ها، به برجام دست یابد؟ اصولا چرا کماکان عده ای بر اشتباه بودن برجام اصرار می کنند؟
در جامعه و حتی در میان نخبگان سیاسی، نه فقط در مورد برجام، بلکه در حوزه مسائل دیگری هم شاهد اختلاف نظرهایی هستیم که بخش عمده آن را طبیعی می دانم و خیلی نمی توان آن را غیرطبیعی دانست. در حوزه اقتصاد و روابط بین الملل و همسایگان اگر طیف و نظرات مختلف را کنار یکدیگر بگذاریم، اختلاف دیدگاه و نگاه را مشاهده می کنیم که نمی توان به این موضوع منفی نگاه کرد بلکه می تواند خوب و سازنده هم باشد، ولی برخی اوقات شاهدیم این دیدگاه ها از جنبه انصاف و عدالت خارج می شود و شکل سیاسی در رقابت های داخل پیدا می کند؛

در این وضع این نگرانی به وجود می آید که به دلایل رقابت های سیاسی داخلی، بخشی از مصالح ملی به سمت قربانی کردن و نادیده انگاشتن آن پیش برود؛ لذا بخشی از انتقادات و دیدگاه هایی که در مخالفت با برجام مطرح می شود، قطعا دلسوزانه و ناشی از نگرانی هایی است که می تواند بخشی از جامعه داشته باشد ولی بخشی از آن از روی دلسوزی نیست و ناشی از موارد فوق و کشمکش های سیاسی است که وجود دارد و تبدیل به یک بهانه جویی می شود که بخواهد از طریق آن، رقیب و حریف را از میدان به در کند و از آن بهره برداری سیاسی کنند. ما در بحث برجام هنوز شاهد این اتفاق هستیم.

** پس از حصول برجام و گذشـت اندک ‌زمانی، عده ای از مخالفان این دستاورد ملی را به شدت زیر سوال بردند و از آن انتظار رفع تمامی مشکلات کشـور را داشتند. لطفا دراین باره توضیح بفرمایید.
برجام در مقطع خودش، یکسری اهداف خاص را دنبال می کرد و هرگز این انتظار وجود نداشت که بتواند همه مشکلات کشور را حل کند. تصور اینکه برجام توانایی رفع تمامی مشکلات را دارد، کاملا ناشی از ناآگاهی سیاسی، بین المللی و حتی مسایل داخلی ایران، است چرا که هدف عمده برجام، رفع تحریم ها و برداشتن قطعنامه های شورای امنیت بود که در زمان خودش می توانست مانند یک شمشیر دائم بر سر مصالح و امنیت ایران قرار داشته باشد، در حقیقت قرار نبود برجام مدیریت داخلی ایران و کیفیت مدیریت ما را 100 برابر افزایش دهد یا برای ما دانش و آگاهی به همراه داشته باشد. اگر نتوانستیم از دستاوردهای برجام استفاده کنیم این موضوع به بخشی از ناکارآمدی سیستم اداری مربوط می شود. در بخش مدیریت و برنامه ریزی و هماهنگی از گذشته هم مشکل داشتیم، لذا بعد از برجام سازمان ها، دستگاه ها و وزارتخانه هایی که توانمندی بیشتری داشتند توانستند از دستاوردهای برجام به خوبی استفاده کنند. مثال بارز آن را می توان در حوزه نفت و انرژی مشاهده کرد.

در واقع کارگران و مدیران توانا در بخش انرژی، تولید را به سرعت به وضع قبل از تحریم ها بازگرداندند و حتی در حوزه فروش، بازارهای قبلی را پس گرفتند؛ اما برخی دستگاه های دیگر این چابکی را نداشتند و به این میزان نتوانستند از دستاوردهای برجام بهره ببرند. شاید اگر توانمندی های مورد نیاز را در زمان لازم داشتند، موفق تر عمل می کردند . در هر صورت برجام فضایی جدیدی را ایجاد کرد و علاوه بر حوزه انرژی، در بخش های دیگر اعم از بیمه، کشتیرانی و حمل و نقل، خودنمایی کرد. ما این موضوع را فراموش نخواهیم کرد که زمانی در بخش هوایی، هواپیماهای ایرلاین ملی کشور حتی در برخی پایتخت های اروپایی امکان سوختگیری نداشتند و ناگزیر بودند سوختگیری را در یک فرودگاه ناشناس و حتی در مسیر انجام دهند و این امکان وجود داشت یک مسیر 5 ساعته، 8 ساعت برای مسافر ایرانی زمانبر شود.

همچنین در حوزه کشتیرانی، کشتی های ما اعم از باری و نفتکش ها نمی توانستند در اکثر بنادر جهان پهلو بگیرند یا حتی تردد کنند . برجام در مجموع توانست فضای جدیدی را برای ما ایجاد کند، اما متاسفانه با بدعهدی و تخطی آمریکا از همان ابتدا مواجه شدیم. آنها نگران بودند که در شرایط جدید و در سایه برجام ایران بتواند با بازگشت به جامعه بین المللی با استفاده از ظرفیت های گسترده ای که در نیروی انسانی، منابع زیرزمینی و دیگر توانمندی های خودش دارد، یک قدرت بزرگ منطقه ای بشود، لذا آمریکا برای این که مانع استفاده ایران از برجام شود و سرمایه گذاران خارجی در ایران بتوانند حضور داشته باشند، با سیاست های خاص سعی کرد شرایط را به گونه ای پیش ببرد که همواره سرمایه گذار خارجی اعم از آسیایی و اروپایی با تردید مواجه شود و آنها را چند ماه در یک فضای معلق نگه دارد.

**رییس جمهوری آمریکا طی ماه های گذشته بارها اعلام کرده اسـت کـه قصد خروج از ایـن توافق بین المللـی را دارد. آیـا وی در آینده دسـت بـه این کار خواهد زد و اصـولا ارزیابی جنابعالی از طرح چنین موضوعی توسط ترامپ چیست؟
ترامپ هر از چند ماهی اعلام می کند از برجام خارج می شود. وی فقط مشغول بازی با شرایط موجود است و فکر می کنم که وی نخواهد توانست از برجام خارج شود، زیرا برجام یک معاهده چند جانبه، بین المللی و متکی بر قطعنامه سازمان ملل است و خروج از برجام شورش علیه سازمان ملل و قطعنامه شورای امنیت خواهد بود. لذا به نظر میرسد با این روش سعی می کند ایران را از مزایای برجام به ویژه در حوزه بانکی و استفاده از بازارهای مالی بین المللی، محروم کند. البته در حوزه بانک های کوچک و متوسط توانسته ایم گام هایی را برداریم، ولی در حوزه بانک های بزرگ با توجه به نوع همکاری این گونه بانک ها با مؤسسه های آمریکایی که سرمایه ای در این کشور دارند، کارشکنی ها همچنان وجود دارد.

**ظاهـرا قبـل از آغاز مذاکرات هسـته ای ایران در دولت دکتـر روحانـی ایران و حصول برجـام، در اواخردولت دهم یک دوره مذاکـرات بـا آمریکا در کشـور عمان انجام شـد، ولی به نتیجه ای نرسید. آیا این مذاکرات وجود داشته است؟
برجام و مذاکرات هسته ای از ابتدا با حساسیت بالا و لحاظ کردن مصالح و منافع ملی توأم بود و فراز و نشیب های مختلفی را هم تجربه کرد، چه در دورانی که شورای عالی امنیت ملی و شخص دکتر روحانی مذاکرات را دنبال می کردند و چه در دوران اصلاحات و چه در دوران دولت بعدی که به دلایلی تحریم هایی را در این دوره دریافت کردیم. در انتهای دولت دهم مذاکراتی در کشور در حوزه هسته ای در عمان انجام شد که البته تحت نظارت مقامات کشور صورت گرفت و با طرف های آمریکایی مذاکراتی به عمل آمد و برخی از تفاهمات کلی هم به طور شفاهی به دست آمد و قرارهایی گذاشته شد و نهایتا به پایه ای برای مذاکرات هسته ای در دولت یازدهم تبدیل و به برجام هم منتهی شد که در سایر پایتخت ها هم انجام این مذاکرات ادامه پیدا کرد.

**بـه پایه گـذاری مذاکرات هسـته ای در انتهـای دولت دهـم اشـاره فرمودیـد. دلایل عـدم موفقیت مذاکـرات در آن دوره و همچنیـن حصـول توافق در دولـت تدبیر و امید را در چه موضوعاتی می توان یافت؟
صحت و قضاوت نهایی در این باره مشکل است، این موضوع که مجموعه مدیریت کشور و بسیاری از دلسوزان و نخبگان در حاکمیت و حتی خارج از آن در بحث هسته ای با حساسیت بسیار این موضوع را دنبال می کردند، تردیدی وجود ندارد ولی به هر حال در دنیای امروز و سیاست خارجی امروز، یکسری پیش فرض، پیش مقدمه، و زمینه های لازم باید فراهم شود و در بخشهایی یک اعتماد نسبی که افراد می توانند پشت یک میز بنشینند و زبان یکدیگر را بفهمند و با هم وارد یک چالش، دیالوگ و مذاکره بشوند. این بحث مهمی است که این بخشی از موضوع در دولت یازدهم اتفاق افتاد و مجموع شرایط لازم میان ایران و سایر کشورهای مذاکره کننده با توجه به آرای بالای دکتر روحانی، کمک کرد طرف های خارجی مذاکره کننده هم مباحث را جدیتر تلقی کنند و وارد مذاکره با نمایندگان ملتی بشوند که رشد و بلوغ خود را در انتخابی که انجام داده بود، نشان دادند.

**لطفا درباره نظارت و راهنمایی های رهبر معظم انقلاب در جریان برجام، توضیح بفرمایید.
در بحث هسته ای و برجام به ویژه در زمانی که این مباحث جدی شد، یک مدیریت خردمندانه و توانمند در کشور این مسیر را هدایت و در بزنگاه های خاص، با اتخاذ سیاست های بسیار دقیق، این مسیر را به سمت و سویی که مورد نیاز منافع کشور بود، رهنمون کرد. این را به جرات می توان بیان کرد که نقش رهبری در هدایت مذاکرات هسته ای و پیشبرد آن و نتایج درخشانی که در مقاطع مشخص به دست آوردیم، کاملا روشن است و قابل کتمان نیست ولی این که همه ریزه کاری ها و مذاکرات و چگونگی رفتارهای خودمان را هنگام مذاکره بخواهیم مسئولیت آن را الزاما متوجه رهبری کنیم، خیلی دقیق نیست ولی هدایت کلی مسیر مذاکرات و روند آن، نظارت عالیه نظام و رهبری بوده است و با دقت و تیزبینی درستی انجام گرفت . همچنین قطعا توانمندی دکتر ظریف رئیس تیم مذاکره کننده هستهای و شخص رئیس جمهوری را شاهد بودیم تا لطمه ای به منافع نظام وارد نشود. تیم مذاکره کننده با رعایت خطوط قرمز و با امانتداری کامل در مذاکرات حاضر شد و هر جا لازم بود، مشورت هایی را انجام داد.

**اگـر بـد عهدی هـای آمریکا در جریان برجـام اتفاق نمی افتاد، اکنون شرایط چگونه بود؟ برجام دسـتاوردهای زیادی برای مردم و کشـور داشت . اکنون می توان این سـئوال را مطرح کرد که اگر برجام تاکنون اتفـاق نیفتـاده بود و این تفاهم به دسـت نیامـده بود و کماکان قطعنامه های شورای امنیت و تحریم ها به همان شکل و با همان شـدت در همه حوزه ها وجود داشت، شرایط چگونه بود؟ یعنی وضع تولید و صادرات نفت در کجا قرار داشت؟
کشتیرانی، حمل و نقل و ارتباطات بانکی و پولی و همچنین خریدهای ما و توان ملی چگونه می توانست باشد؟ اگر این سئوال را بخواهیم پاسخ دهیم و بتوانیم آن نقطه زمانی را جابجا کنیم، دستاوردهای برجام کاملا مشخص می شود، اما این که آیا برجام به همه خواست ها پاسخ داده است، می توان گفت، خیر. دلیل آن هم، بدعهدی و کارشکنی های ایالات متحده آمریکا از همان ابتدا بود و نهایتا با آغاز کار فردی مانند ترامپ که غیرقابل پیش بینی و اعتماد است، با کم کاری ها و مانع تراشی هایی مواجه شدیم. نهایتا تخطی های آمریکا در رنگ های مختلف خودش را نشان داد.

نمی توان منکر این شد که ترامپ آن تفاهم را تخریب کرد. امروز در اروپا و نزد دولی که در مذاکرات حضور داشتند، تخطیها و بدعهدی ها آمریکا و تهدیدهایش برای خروج از برجام، سبب نگرانی شده است. اگر به فرض محال با آمریکایی مواجه بودیم که زیاده خواه نبود، یک رأی مانند سایر کشورها در سازمان ملل داشت و به دنبال تحمیل خواست ها و ایده هایش به سایر کشورها نبود و همچنین تعهدات خود را اجرا می کرد، امروز قطعا میتوانستیم با بهره گیری از تفاهمی که در مذاکرات هسته ای به دست آوردیم، فضای بهتری را هم به لحاظ سیاسی و هم به لحاظ اقتصادی تجربه کنیم.

به هرحال آمریکا نشان داد کشور قابل اعتمادی نیست . ایران این تجربه را انجام و حسن نیت خود را نشان داد و وارد مذاکره شد. در طول مذاکرات هم بسیاری به این موضوع اعتقاد داشتند که آمریکا قابل اعتماد نیست ولی این دلیل نمی شد که مذاکرات را آغاز نکنیم و با این پیش داوری همان وضع قبلی را ادامه دهیم. با اقدام بجا و بموقع و هوشمندانه توانستیم به بخش عمده ای از جهان نشان دهیم که دنبال دانش هسته ای مسالمت آمیز و کشوری صلح جو هستیم .

به دنبال توانمندی های نظامی هسته ای نیستیم و مظلومیت و نگاه واقعی ایران را به نمایش گذاشتیم . امروز کشورهای مذاکره کننده در جریان مذاکرات هسته ای که تا قبل از این ما را متهم می کردند و به ایران ستیزی رو آورده بودند، در بحث هسته ای در کنار ما و در مقابل آمریکا سخن می گویند و تحلیل خود را از وضع آمریکا ارائه می دهند. آمریکا کماکان نشان می دهد که بر خصومت های قبلی اش علیه ایران پا می فشارد و هنوز نتوانسته است مساله ایران را برای خودش حل و فصل کند و همچنان دچار زیاده خواهی، توهم و زورگویی است

**هدف و اسـتراتژی ایران در تعامل و گسـترش روابط با کشورهای روسیه و چین در دولت فعلی چیست؟
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی توازن و تعادل در روابط خارجی ایران در دستور کار قرار گرفت. به این معنی که ایران وابسته به یک قطب خاص نباشد. هدف، برقراری رابطه متوازن با همه کشورها است که اولویت نخست، همسایگان هستند تا ایران بتواند بهترین رابطه را با کشورهای اطراف داشته باشد . قبل از انقلاب اسلامی نگاه کشور، بیشتر غربی بود که پس از پیروزی انقلاب روابط با کشورها براساس مصالح و منافع ملی و آن چیزی تعریف شد که بتواند نیازهای اساسی کشور را رفع کند.

ترجیح ما حفظ توازن است و از هرگونه وابستگی مطلق به هر کشوری پرهیز داریم، ولی براساس ظرفیت، توان و کشش کشورها، تلاش برای برقراری ارتباط وجود دارد. در حوزه اقتصادی با روسیه، زمینه های بسیاری برای کار داریم که هنوز در حد مطلوب نیست، این موضوع جای نقد دارد که چرا روابط ایران و روسیه در حوزه بازرگانی در حد ظرفیت های دو کشور نیست؟

همچنین با چین با توجه به ظرفیت های موجود عمل می کنیم و تاکنون هم توانسته ایم روابط اقتصادیمان را گسترش دهیم و اگر در حوزه سیاسی و راهبردی توانسته ایم با روسیه موفقیت هایی داشته باشیم، درباره چین اولویت های اساسی تر ما در بخش مسائل اقتصادی بوده است، اما در مجموع چه کار با روسیه و چه چین، مانعی نیست که با سایر کشورها همکاری نداشته باشیم.

**موفقیـت در عرصـه سیاسـت خارجـی تابـع عوامل بسـیاری اسـت که یکی از آن، موضوعات داخلی است. وقتی در ایران عدهای سـفارتخانه عربسـتان را مورد تعرض قرار می دهند چگونه می توانیم از منافعمان در مقابل این کشور در عرصه سیاست خارجی دفاع کنیم؟ آیا اصلاح برخی رفتارهای داخلی را ضروری نمی دانید؟

برخی کارشناسان معتقدند که سیاست خارجی دنباله سیاست داخلی است و حتی برعکس آن هم می تواند اتفاق بیفتد. یعنی ارتباط مستقیم بین سیاست داخلی و خارجی وجود دارد، لذا سیاست داخلی بر سیاست خارجی بی تاثیر نخواهد بود. به طور مثال اگر در داخل کشور سیاست های انقباضی و بسیار بسته در حوزه اقتصادی وجود داشته باشد، قطعا در حوزه اقتصاد خارجی هم خیلی رفتارها، سیاست و اقدامات و ارتباطات محدود می شود و به سمت خاصی سوق پیدا میکند.

این یک واقعیت است که مسائل داخلی در حوزه های مختلف اعم از سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بر سیاست خارجی تاثیرگذار است، اما در ادامه این راه باید با حفظ مصالح ملی و نظام و رعایت خطوط قرمز، این موضوعات را متوازن کرد تا بتوان بهره وری لازم و مکفی را از ارتباطات خارجی به دست آورد و در عین بهره مندی از امکانات که در عرصه جهانی وجود دارد، بتوان بر ارزش های ملی داخلی و فرهنگی و چارچوب های اقتصاد ملی خودتان هم بایستید و تبدیل به بازار دیگران نشوید.

حمله به سفارتخانه عمل ناپسندی است که درباره سفارت عربستان در کشورمان شاهد بودیم و ضرر و زیان بسیاری را متوجه کشورمان کرد و عربستان هم نشان داد که رفتار خردمندانه ای ندارد و هنوز با تعقل به مسائل ورود نمی کند و کماکان دچار توهمات و تفکرات اشتباهی است که شدت این توهمات بعد از برجام، افزایش یافت و آنها با یک نوع نگاه بیمارگونه به ایران، نگریستند. ایران طی چند سال اخیر نشان داده است که نسبت به همسایگان خود چشم طمع ندارد و تعرضی هم نداشته و حتی مورد تجاوز هم قرار گرفته است . تعرض به سفارت عربستان کار نادرستی بود که این کار توسط مقامات کشورمان اعم از رهبر معظم انقلاب و رئیس جمهوری محکوم شد.

**رییس جمهوری آمریکا اخیرا اعلام کرده اسـت دلیلی برای گفتگو با ایران که شعار مرگ بر آمریکا در آن داده می شود، نمی بیند. این سخنان ترامپ را چگونه ارزیابی می کنید؟
سخنان آقای ترامپ قابل ارزش نیست، زیرا وی نشان داده از خردورزی الزم بی بهره و نگاهش به کشورمان، خصمانه است. او این سخنان را در یک مجموعه ای از اقداماتی که می توان آن را یک جنگ روانی علیه ایران تلقی کرد، مطرح می کند. اگر آقای ترامپ قابل اعتماد بود، قطعا اقدامات ضد ایرانی را نسبت به اتباع کشورمان در سفر به آمریکا انجام نمی داد. من براین موضوع تاکید می کنم که مسائل داخلی، نوع نگاه و همچنین چگونه سخن گفتن ما، البته نه درباره آمریکا که یک بحث و پرانتز خاص است و مباحث زیادی را می توان درباره این کشور و رفتارش در منطقه و جهان و درباره ایران طی 70 سال گذشته ارزیابی کرد، می تواند بر سیاست خارجی موثر باشد و آن را تقویت و یا تخریب کند و یا این که اعتمادسازی کند و یا سلب اعتماد را رقم بزند.

**طی هفته های گذشـته ورزش کشـتی ایران به لحاظ عدم رویارویی کشتیگیران کشورمان با نماینده و ورزشکار رژیم صهیونیستی، با مباحثی مواجه شد و این در حالی است که این رویه طی 40 سال قبل انجام می شده است، آیا در پس این ماجرا می توان شیطنت و تحرکاتی را طی هفته های اخیر توسط صهیونیست ها مشاهده کرد؟
نگاه ایران به رژیم اشغالگر قدس مشخص و تکلیف روشن است. تصور میکنم وظیفه فدراسیون و سیستم ورزش این است که براساس اصول حاکم بر سیاست خارجی کشورمان و عدم مشروعیت غاصبان قدس، مکانیسمی را تعریف کند تا ورزشکاران کشورمان با در اختیارداشتن دستورالعمل های لازم از روندی مشخص پیروی کنند. در این که رژیم اشغالگر قدس از هر روش برای ضربه زدن به کشورمان استفاده می کند، شکی نیست ولی آیا این که در پشت ماجرای اخیر، رژیم صهیونیستی تحرکاتی داشته است یا خیر را نمی توانم اکنون قضاوت کنم ولی این را مطمئنم که آنها هرکاری که علیه کشورمان بتوانند، انجام می دهند.

*منبع: ویژه نامه نوروزی روزنامه اطلاعات
**گروه اطلاع رسانی**9428**9131

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *